تیک ...
تاک..
بهانه ای که برای زنده ماندن نداشته باشی دچار دردی میشوی که من گرفتارش هستم...
راه چاره ات شمارش لحظه به لحظه ی تیک تاک ساعت است...
تیک ..
تاک...
رنگ ردپای زندگیت که بر زمین جاریست یاد اور لحظه های طاقت فرسایی است که برای دلت مهمان ناخوانده شدند..
قرمزی رنگش به سیاهی می زند... به نابودی میزند..به نابودی...

تیک..
تاک...
صدای نفس هایت هم هم آواز تیک تاک شده اند...
اشکهایت بی هدف می ریزند..
حال و هوای بارانی ات یاد آور روز هایی است که همه به راحتی شاهد مرگ تدریجی ات هستند..
زمینی که بر رویش نشستی فرشی سفید بود که حالا به فرش سرخ خوشامد گویی مبدل گشته...
سرخ سرخ...
آرام چشمانت را ببند ...

این است آزادی..
تو آزاد میشوی..
صدای تیک تاک کم کم دارد قطع میشود...
این است آزادی....
|
امتیاز مطلب : 6
|
تعداد امتیازدهندگان : 2
|
مجموع امتیاز : 2