هرگاه از شدت تنهایی
به سرم،
هوس اعتمادی دوباره می زند،
خنجر خیانتی را که در پشتم فرو رفته
در می آورم و می بوسمش...
اندکی نمک بر رویش می پاشم،
دوباره بر سر جایش می گذارم...
از فول من به آن لعنتی بگویید:
خیالش راحت....
من دیوانه هنوز به خنجرش هم وفا دارم...

|
امتیاز مطلب : 5
|
تعداد امتیازدهندگان : 1
|
مجموع امتیاز : 1